حوضه ارس: الگوی نسبتاً موفق همکاری و هشدارهای آینده

حوضه ارس: الگوی نسبتاً موفق همکاری و هشدارهای آینده

مقدمه: اهمیت استراتژیک یک حوضه مشترک

حوضه آبریز رودخانه ارس، یکی از مهم‌ترین حوضه‌های مرزی در منطقه قفقاز و غرب آسیا است که کشورهای ایران، ارمنستان، آذربایجان، ترکیه و گرجستان (با داشتن سهم کوچکی در حوضه) را در بر می‌گیرد. این رودخانه که از کوه‌های بینگل در ترکیه سرچشمه می‌گیرد و به دریای خزر می‌ریزد، نه تنها یک منبع حیاتی آب شیرین است، بلکه به عنوان محوری برای همکاری‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و حتی سیاسی میان کشورهای همسایه عمل کرده است. موفقیت نسبی مدیریت این حوضه در مقایسه با سایر حوضه‌های مشترک در منطقه (مانند دجله و فرات یا هیرمند) قابل توجه است، اما این موفقیت در سایه چالش‌های جدی آینده قرار دارد.

 

بخش اول: چرا حوضه ارس یک "الگوی نسبتاً موفق" محسوب می‌شود؟

موفقیت مدیریت حوضه ارس را می‌توان در چند محور کلیدی خلاصه کرد:

۱. وجود چارچوب‌های حقوقی و نهادی نسبتاً قوی:

 

پیمان ۱۹۵۷ ایران و شوروی: این پیمان تاریخی، سنگ بنای اولیه همکاری‌ها بود که بر اساس آن سدهای مخزنی «میل-مغان» در سمت آذربایجان شوروی و «ارس» در سمت ایران ساخته شد و نحوه تقسیم آب به صورت مساوی (۵۰-۵۰) تعیین گردید. این پیمان اگرچه قدیمی است، اما هنوز به عنوان یک مرجع قانونی پایدار عمل می‌کند.

 

کمیسیون مشترک ایران و آذربایجان: پس از فروپاشی شوروی، این کمیسیون نقش حیاتی در تداوم همکاری‌ها ایفا کرده و به مسائل فنی، نظارت بر کیفیت آب و حل اختلافات می‌پردازد.

 

پروتکل‌های الحاقی: طرفین توانسته‌اند در طول زمان با انعقاد پروتکل‌های جدید، توافقنامه را به روز کنند و به مسائل جدیدی مانند احداث سدهای جدید (مانند سد خداآفرین) بپردازند.

 

۲. همکاری‌های فنی-مهندسی و توسعه مشترک:

احداث سدهای مشترک: نمونه بارز این همکاری، ساخت سدهای مشترک "خداآفرین" و "قیزقلعهسی" بین ایران و آذربایجان است. در این پروژه‌ها، هزینه‌ها و منافع به صورت مساوی تقسیم شده و هر دو طرف از تولید برق و ذخیره آب بهره‌مند می‌شوند. این امر باعث ایجاد "وابستگی متقابل مثبت" شده است.

 

مدیریت سیلاب: کشورهای حوضه، به ویژه ایران و آذربایجان، در زمینه هشدار سیل و مدیریت مخازن سدها برای کاهش خسارات سیل همکاری داشته‌اند.

 

۳. نگاه اقتصادی-انرژی بر آب:

برخلاف بسیاری از حوضه‌ها که تمرکز صرف بر روی "تقسیم آب" است، در حوضه ارس، محور همکاری‌ها اغلب بر روی "تولید انرژی" و "توسعه زیرساخت" متمرکز بوده است. این امر، همکاری را از یک بازی با حاصل جمع صفر (برنده-بازنده) به یک بازی با حاصل جمع مثبت (برنده-برنده) تبدیل کرده است.

 

۴. دیپلماسی آب به جای تنش آبی:

با وجود اختلافات سیاسی گاه ‌و  ‌بی‌گاه بین کشورهای حوضه (به ویژه بین ارمنستان و آذربایجان بر سر قره‌باغ)، حوضه ارس عمدتاً فضایی برای گفت‌وگو و همکاری باقی مانده است. دیپلماسی آب توانسته است تا حدی بر کشمکش‌های سیاسی فائق آید.

 

بخش دوم: هشدارهای آینده؛ چالش‌هایی که موفقیت کنونی را تهدید می‌کنند

با وجود دستاوردهای فوق، حوضه ارس با تهدیدات جدی و چندبعدی روبرو است که اگر به درستی مدیریت نشوند، می‌توانند این الگوی موفق را با شکست مواجه کنند.

 

۱. تغییرات اقلیمی و کاهش منابع آبی:

 

کاهش بارش و افزایش دما: منطقه قفقاز و شرق ترکیه از جمله مناطق بسیار آسیب‌پذیر در برابر تغییرات اقلیمی هستند. پیش‌بینی‌ها حاکی از کاهش بارش و افزایش دما است که به طور مستقیم بر حجم جریان رودخانه ارس تأثیر منفی می‌گذارد.

 

کاهش آبدهی رودخانه: مطالعات نشان می‌دهند که دبی رودخانه ارس در دهه‌های اخیر روندی نزولی داشته است. کاهش منابع آب، در بلندمدت باعث تشدید رقابت بر سر آب و زیر سؤال بردن توافق‌های موجود مبتنی بر تقسیم آب می‌شود.

 

۲. فشار فزاینده بر منابع آب:

 

افزایش تقاضا: رشد جمعیت، توسعه کشاورزی و صنعتی در همه کشورهای حوضه (به ویژه در ایران و آذربایجان) باعث افزایش تقاضای آب شده است.

 

الگوی ناپایدار کشاورزی: کشاورزی در استان‌های شمال غرب ایران (مانند آذربایجان شرقی و غربی) که بخش عمده‌ای از آن وابسته به ارس است، هنوز از بهره‌وری آب پایینی برخوردار است و به روش‌های غرقابی سنتی متکی است. این امر فشار زیادی بر منابع آب محدود وارد می‌کند.

 

۳. چالش کیفیت آب (آلودگی):

 

فاضلاب‌های شهری و صنعتی: شهرهای بزرگ در بالادست حوضه (در ارمنستان و ترکیه) و همچنین صنایع، فاضلاب‌های تصفیه‌نشده خود را به شاخه‌های فرعی و اصلی ارس تخلیه می‌کنند.

 

زهاب کشاورزی: استفاده گسترده از کودها و سموم شیمیایی در کشاورزی، باعث آلودگی غیرنقطه‌ای و ورود نیترات و فسفات به رودخانه می‌شود.

 

فقدان توافقنامه جامع کیفیت آب: توافقنامه‌های موجود عمدتاً بر کمیت آب متمرکز هستند و مکانیسم مؤثری برای پایش، گزارش‌دهی و کنترل مشترک کیفیت آب وجود ندارد. این آلودگی‌ها اکوسیستم رودخانه و سلامت ساکنان پایین‌دست (به ویژه در ایران) را تهدید می‌کند.

 

۴. پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی:

تنش‌های دیرینه ارمنستان و آذربایجان: اگرچه دیپلماسی آب تاکنون مقاوم بوده، اما تنش‌های سیاسی و نظامی بین این دو کشور می‌تواند به راحتی همکاری‌های چندجانبه در حوضه ارس را مختل کند. هرگونه درگیری می‌تواند به زیرساخت‌های آبی به عنوان اهداف استراتژیک آسیب برساند.

 

نقش ترکیه: ترکیه به عنوان کشور بالادستی، برنامه‌های توسعه‌ای بلندپروازانه‌ای (احداث سدهای متعدد) در حوضه دارد. اگر این برنامه‌ها بدون مشورت و هماهنگی با کشورهای پایین‌دست انجام شود، می‌تواند بر حقابه ایران و آذربایجان تأثیر منفی بگذارد.

 

۵. ضعف در نگاه یکپارچه و اکوسیستمی:

مدیریت کنونی حوضه ارس، بیشتر یک مدیریت "سازه‌محور" و "بخشی" است تا یک مدیریت "یکپارچه حوضه‌ای" (IWM). در این نگاه، اکوسیستم رودخانه، تنوع زیستی و حقابه محیط زیستی رودخانه به طور کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. ساخت سدهای متعدد، مسیر رودخانه را تغییر داده و بر زندگی آبزیان و سلامت دشت سیلابی آن تأثیر گذاشته است.

 

بخش سوم: راهکارها و توصیه‌های راهبردی برای آینده

برای حفظ دستاوردهای گذشته و عبور از چالش‌های آینده، اقدامات زیر ضروری است:

 

۱. توسعه و تقویت رژیم حقوقی:

* به‌روزرسانی توافقنامه‌ها: توافقنامه ۱۹۵۷ نیاز به بازنگری دارد تا پارامترهای جدیدی مانند تغییرات اقلیمی، حقابه محیط زیستی و استانداردهای کیفیت آب را در بر گیرد.

* ایجاد یک نهاد حوضه‌ای جامع: تشکیل "کمیسیون حوضه آبریز ارس" با حضور تمامی ذی‌نفعان (ایران، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه) برای مدیریت یکپارچه و حل اختلافات.

۲. تغییر پارادایم از کمیت به کیفیت و بهره‌وری:

* افزایش بهره‌‌وری آب: سرمایه‌گذاری مشترک در زمینه فن‌اوری‌های آبیاری نوین، توسعه کشاورزی پایدار و تغییر الگوی کشت در تمامی کشورهای حوضه.

* کنترل آلودگی: ایجاد ایستگاه‌های پایش مشترک کیفیت آب در طول رودخانه و انعقاد پروتکل‌الزام‌آور برای کاهش آلودگی از منابع نقطه‌ای و غیرنقطه‌ای.

۳. تقویتهوش جمعی و دیپلماسی علمی:

* ای بانک اطلاعات مشترک: ایجاد یک سامانه شفاف برای اشتراک‌گذاری داده‌های هیدرولوژیکی، اقلیمی و کیفی بین همه کشورها.

* همکاری‌های دانشگاهی: توسعه پروژه‌های تحقیقاتی مشترک بین دانشگاه‌های کشورهای حوضه برای مطالعه اثرات تغییرات اقلیمی و یافتن راه‌حل‌های سازگاری.

 

۴. اولویت‌دهی به امنیت زیست‌محیطی:

* تعیین حقابه محیط زیستی: محاسبه و اختصاص حداقل جریان زیستی (Environmental Flow) برای حفظ سلامت رودخانه ارس و دلتای آن در دریای خزر.

* ایجاد مناطق حفاظت‌شده مشترک: حفاظت از اکوسیستم‌های ارزش‌مند حاشیه رودخانه در قالب پارک‌های صلح مرزی.

 

نتیجه‌گیری

حوضه رودخانه ارس نمونه‌ای ارزش‌مند است که ثابت می‌کند حتی در یک منطقه پرتنش، همکاری بر سر منابع مشترک با اراده سیاسی، چارچوب‌های حقوقی محکم و منافع مشترک اقتصادی امکان‌پذیر است. این حوضه یک "الگوی نسبتاً موفق" است زیرا توانسته بر چالش تقسیم آب فائق آید. با این حال، این موفقیت شکننده است. تهدیدات قرن بیست و یکم، از تغییرات اقلیمی و آلودگی گرفته تا تنش‌های ژئوپلیتیکی، بسیار پیچیده‌تر از گذشته هستند. آینده حوضه ارس به توانایی کشورهای ساحلی در ارتقای همکاری از یک مدل "فنی-مهندسی" محدود به یک مدل "جامع، اکوسیستمی و انعطاف‌پذیر" بستگی دارد. اگر هشدارها جدی گرفته نشوند، این حوضه می‌تواند از الگویی برای همکاری به کانونی برای درگیری تبدیل شود.