چالش‌های نوظهور و راهبردهای دیپلماتیک برای ایران

چالش‌های نوظهور و راهبردهای دیپلماتیک برای ایران

چالش‌های نوظهور در حکمرانی آب فرامرزی

حکمرانی آب‌های فرامرزی (رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و آب‌های زیرزمینی که مرزهای سیاسی را درمی‌نوردند) همواره با چالش‌های بنیادینی مانند تقسیم آب، حقابه تاریخی، و احداث پروژه‌های سدسازی دست و پنجه نرم کرده است. با این حال، در دهه‌های اخیر، مجموعه‌ای از عوامل نوظهور، این چشم‌انداز را به شدت متحول کرده‌اند. این چالش‌ها را می‌توان در چند محور اصلی دسته‌بندی نمود:

 

۱. تغییرات اقلیمی: بازیگر اصلی و بی‌ثبات‌کننده

تغییرات اقلیمی به عنوان یک «تسهیل‌کننده خطر» (Risk Multiplier) عمل می‌کند و بر تمامی جنبه‌های چرخه آب تأثیر می‌گذارد.

 

بی‌ثباتی در الگوی جریان آب: ذوب شدن یخچال‌های طبیعی (مانند هیمالیا که منبع تغذیه رودخانه‌هایی مانند سند، گنگ، براهماپوترا و مکونگ است) در کوتاه‌مدت باعث افزایش سیلاب و در بلندمدت منجر به کمبود جدی آب می‌شود. از سوی دیگر، تغییر در الگوی بارش‌ها، وقوع خشکسالی‌های ممتد و سیلاب‌های ویرانگر را افزایش داده که پیش‌بینی پذیری رودخانه‌ها را ناممکن می‌سازد.

 

تشدید تنش‌ها: کاهش قابل پیش‌بینی آب در یک حوضه آبریز (مانند رودخانه‌های مرزی در خاورمیانه و شمال آفریقا)، کشورهای پایین‌دست را در معرض خطر بیشتری قرار داده و انگیزه کشورهای بالادست را برای ذخیره‌سازی آب بیشتر می‌کند. این امر به طور مستقیم بر امنیت ملی کشورها تأثیر می‌گذارد.

 

چالش برای توافق‌های موجود: بسیاری از معاهدات فرامرزی آب بر اساس داده‌های هیدرولوژیکی تاریخی نوشته شده‌اند و قادر به پاسخ‌گویی به شرایط کاملاً متغیر امروزی نیستند.

 

۲. فشارهای جمعیتی و توسعه اقتصادی

رشد جمعیت و شهرنشینی شتابان: افزایش جمعیت در حوضه‌های آبریز مشترک (مانند نیل، کنگو و دجله و فرات) تقاضا برای آب شرب، کشاورزی و صنعت را به طور تصاعدی افزایش می‌دهد.

 

الگوی توسعه وابسته به آب: در بسیاری از کشورها، الگوی توسعه اقتصادی بر پایه کشاورزی آب‌بر یا صنایع پرمصرف است. تغییر این الگوها بسیار دشوار است و رقابت بر سر منابع آب محدود را تشدید می‌کند.

 

افزایش آلودگی: رشد صنعتی و شهری بدون سیستم‌های تصفیه فاضلاب مناسب، منجر به آلودگی شدید منابع آب فرامرزی می‌شود که کیفیت آب را برای کشورهای پایین‌دست به مخاطره می‌اندازد (مانند آلودگی رودخانه‌های مرزی در اروپای شرقی و آسیا).

 

۳. پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی

آب به عنوان ابزار قدرت: در برخی موارد، آب به یک اهرم ژئوپلیتیک تبدیل شده است. کشورهای بالادست می‌توانند با تهدید به کاهش جریان آب یا احداث سدهای عظیم، بر کشورهای پایین‌دست فشار سیاسی و اقتصادی وارد کنند (نمونه بارز: پروژه سد رنسانس اتیوپی بر روی نیل آبی و تنش با مصر و سودان).

 

ناامنی و درگیری‌های مسلحانه: در مناطق بی‌ثبات (مانند خاورمیانه و آفریقا)، زیرساخت‌های آبی (مانند سدها و ایستگاه‌های پمپاژ) می‌توانند به اهداف نظامی تبدیل شوند. کنترل منابع آب نیز اغلب به عنوان یک غنیمت جنگی یا ابزاری برای پاکسازی قومی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

تغییر اتحادها و ظهور بازیگران جدید: تغییر در دولت‌ها و اتحادهای منطقه‌ای می‌تواند توافق‌های آب‌های فرامرزی را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، نقش بازیگران غیردولتی (مانند شرکت‌های چندملیتی سازنده سد) و سازمان‌های مالی بین‌المللی در پروژه‌های آبی، بر پویای حکمرانی تأثیر می‌گذارد.

 

۴. چالش‌های نهادی و حکمرانی

کمبود رژیم‌های حکمرانی جامع: بسیاری از حوضه‌های آبریز فاقد سازمان‌های حوضه‌ای مشترک قدرتمند و همه‌جانبه‌نگر هستند. حتی اگر چنین نهادهایی وجود داشته باشند، اغلب فاقد اختیارات اجرایی کافی، سازوکارهای حل اختلاف کارآمد و توانایی تطبیق با شرایط متغیر هستند.

 

شکنندگی توافق‌های موجود: بسیاری از معاهدات، کشورهای مهم ذی‌نفع را شامل نمی‌شوند (مانند اتیوپی در مورد توافق‌های تاریخی نیل) یا آب‌های زیرزمینی فرامرزی را نادیده می‌گیرند که منابعی پنهان اما حیاتی هستند.

 

فقدان داده‌های شفاف و مشترک: عدم تمایل کشورها به اشتراک‌گذاری داده‌های هیدرولوژیکی واقعی و به‌روز، به بی‌اعتمادی دامن می‌زند و هرگونه مذاکره مبتنی بر واقعیت را با مشکل مواجه می‌سازد.

 

۵. چالش‌های نوین زیست‌محیطی و اکولوژیک

افول شدید تنوع زیستی: پروژه‌های بزرگ سدسازی و انحراف مسیر رودخانه‌ها، زیست‌بوم‌های آبی (آکواتیک) و دشت‌های سیلابی را نابود می‌کند که تامین‌کننده معیشت میلیون‌ها نفر و حفظ‌کننده سلامت کلی حوضه هستند.

 

مسأله رسوب‌زدایی: سدها با مسدود کردن انتقال رسوبات، باعث فرسایش سواحل پایین‌دست و کاهش حاصلخیزی خاک می‌شوند که تهدیدی برای کشاورزی و اکوسیستم‌های ساحلی است.

 

آب‌های زیرزمینی فرامرزی: بمب ساعات وقت: مدیریت آب‌های زیرزمینی فرامرزی به دلیل نامرئی بودن و پویایی کندشان، بسیار پیچیده است. برداشت بی‌رویه توسط یک کشور می‌تواند به آرامی اما به طور قطع، ذخایر مشترک را تهی کند و بحرانی غیرقابل بازگشت ایجاد نماید.

 

جمع‌بندی و راه‌کارهای پیشِ رو

چالش‌های نوظهور در حکمرانی آب فرامرزی، دیگر صرفاً یک «مساله فنی» نیستند، بلکه به مساله‌ای امنیتی، اقتصادی و وجودی برای بسیاری از ملت‌ها تبدیل شده‌اند. این چالش‌ها در هم تنیده بوده و یکدیگر را تشدید می‌کنند.

 

راه حل‌های پیشنهادی برای عبور از این چالش‌ها عبارتند از:

 

گذار از رویکرد «تقسیم آب» به «تقسیم منافع»: به جای تمرکز صرف بر مقدار آب، باید بر منافع حاصل از آب (مانند تولید برق، امنیت غذایی، کنترل سیل) تمرکز کرد که زمینه‌های همکاری وسیع‌تری ایجاد می‌کند.

 

تقویت نهادهای حوضه‌ای: ایجاد یا تقویت سازمان‌های حوضه‌ای فراگیر، منعطف و دارای اختیار که تمامی کشورهای ذی‌نفع در آن حضور داشته باشند.

 

تدوین معاهدات انعطاف‌پذیر و تاب‌آور: توافق‌نامه‌ها باید بتوانند خود را با تغییرات اقلیمی و شرایط هیدرولوژیکی غیرقطعی تطبیق دهند (مثلاً با استفاده از مکانیزم‌های تعدیل سهمیه در سال‌های خشک و پرآب).

 

شفافیت و ساخت اعتماد: ایجاد بانک‌های اطلاعاتی مشترک و شفاف از داده‌های هیدرولوژیکی وآب‌شناسی.

 

ادغام آب‌های زیرزمینی در حکمرانی: توسعه چارچوب‌های حقوقی و نهادی خاص برای مدیریت یکپارچه آب‌های سطحی و زیرزمینی فرامرزی.

 

توسعه دیپلماسی آب چندلایه: استفاده از دیپلماسی غیررسمی، مشارکت بخش خصوصی، و نقش آفرینی سازمان‌های جامعه مدنی برای تقویت گفتمان همکاری.

 

در نهایت، حکمرانی مؤثر بر آب‌های فرامرزی در عصر حاضر، نیازمند خرد جمعی، آینده‌نگری و اراده سیاسی قوی برای عبور از رقابت‌های کوتاه‌مدت و حرکت به سمت امنیت آبی مشترک است. شکست در این امر، می‌تواند نه تنها یک بحران زیست‌محیطی، بلکه یک بحران امنیتی منطقه‌ای و جهانی را دامن بزند.

 

3-2. راهبردهای کلان دیپلماتیک برای ایران

تدوین سند راهبرد ملی دیپلماسی آب: ایران فاقد یک سند فراگیر، یکپارچه و بلندمدت در این زمینه است. این سند باید:

 

اولویت‌بندی حوضه‌های آبی بر اساس میزان حساسیت و ریسک.

تعیین خط قرمزها و اهداف مطلوب برای هر حوضه.

تعیین نهاد هماهنگ‌کننده اصلی (مثلاً وزارت خارجه با همکاری وزارت نیرو).

پیش‌بینی سناریوهای مختلف و پاسخ‌های دیپلماتیک به آن.

تقویت نهادهای متولی و حکمرانی یکپارچه: ایجاد یک "کارگروه ملی دیپلماسی آب" با حضور نمایندگان تام‌الاختیار از وزارتخانه‌های امور خارجه، نیرو، جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست و نماینده شورای عالی امنیت ملی. این کارگروه باید بتواند به صورت منظم جلسه گذاشته و تصمیمات سریع و هماهنگ بگیرد.

ارتقای دیپلماسی فنی و دانش‌بنیان: تیم‌های مذاکره کننده ایران باید به طور سیستماتیک از کارشناسان حقوق بین‌الملل آب، هیدرولوژیست‌ها، مهندسان آب و اکولوژیست‌ها بهره ببرند. داده‌ها و مدل‌های هیدرولوژیکی robust، پشتوانه قدرت‌مندترین استدلال‌های حقوقی هستند.

توسعه دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای هوش‌مند: تبیین حقوق و مواضع ایران در مجامع علمی بین‌المللی، شبکه‌های اجتماعی تخصصی و رسانه‌های جهانی برای کسب حمایت افکار عمومی و ایجاد شبکه‌های حامی (Advocacy Networks).

 

تبدیل تهدید به فرصت از طریق دیپلماسی سازنده: پیشنهاد ایجاد "نهادهای مشترک مدیریت حوضه‌ای" با کشورهای همسایه. این نهادها می‌توانند بر مدیریت سیل، مقابله با خشک‌سالی، پایش کیفیت آب و حتی توسعه پروژه‌های گردشگری مشترک متمرکز شوند. این کار اعتمادسازی کرده و زمینه همکاری در سایر حوزه‌ها را نیز فراهم می‌آورد.