آب به عنوان کالای عمومی و مسئله امنیت جمعی
این موضوع در قلب چالشهای توسعه پایدار، حکمرانی خوب و صلح بینالمللی در قرن بیست و یکم قرار دارد. برای درک آن، باید ابتدا مفاهیم پایه را تشریح کرده و سپس به پیوندهای حیاتی بین آنها بپردازیم.
بخش ۱: آب به عنوان یک کالای عمومی – فراتر از یک کالای اقتصادی
در علم اقتصاد، کالاها بر اساس دو معیار «رقابتپذیری» (Rivalry ) و «طردپذیری» (Excludability) دستهبندی میشوند:
کالای خصوصی: هم رقابتپذیر و هم طردپذیر است (مانند یک سیب؛ اگر کسی آن را بخورد، دیگری نمیتواند و میتوان از مصرف دیگران جلوگیری کرد).
کالای عمومی: غیررقابتپذیر و غیرطردپذیر است. استفاده یک فرد از استفاده دیگران نمیکاهد و طرد کردن افراد از استفاده از آن غیرممکن یا بسیار پرهزینه است (مانند هوای پاک یا دفاع ملی).
اما آب در کدام دسته قرار میگیرد؟ پاسخ این است: در هیچکدام به طور مطلق. آب یک "کالای مشترک" Common-Pool Resource) ) است.
رقابتپذیر: مصرف آب توسط یک فرد (مثلاً در کشاورزی یا صنعت) از مقدار آب قابل دسترس برای دیگران میکاهد. این ویژگی، آب را در معرض "تراژدی منابع مشترک" (Tragedy of the Commons) قرار میدهد؛ جایی که هر فرد برای حداکثر کردن سود شخصی خود، منابع را بیش از حد استخراج میکند و در نهایت کل منبع نابود میشود.
غیرطردپذیر (در مقیاس کلان): طرد کردن کامل افراد از دسترسی به چرخه هیدرولوژیکی (مانند باران یا آبهای زیرزمینی گسترده) بسیار دشوار است، اگرچه در سطح محلی میتوان دسترسی را کنترل کرد.
چرا امروزه بر "کالای عمومی" خواندن آب تأکید میشود؟
این تغییر نگرش، یک ادعای اخلاقی و سیاسی است. مدافعان استدلال میکنند که آب، به ویژه "آب آشامیدنی سالم و بهداشت"، باید به دلایل زیر به عنوان یک کالای عمومی در نظر گرفته شود:
۱. حق بنیادین بشر: سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ دسترسی به آب آشامیدنی سالم و بهداشت را به عنوان یک حق بنیادین بشری به رسمیت شناخت. این امر دولتها را موظف میکند تا دسترسی همه افراد به این حق را بدون تبعیض تضمین کنند.
۲. ضرورت برای حیات و سلامت: هیچ جایگزینی برای آب وجود ندارد. این امر آن را از سایر کالاها متمایز میسازد و تجاریسازی محض آن را غیراخلاقی میکند.
۳. پایه توسعه اقتصادی و اجتماعی: دسترسی به آب برای کشاورزی، صنعت، تولید انرژی و بهداشت عمومی ضروری است. بیعدالتی در توزیع آب، منجر به تشدید فقر و نابرابری میشود.
۴. یکپارچگی اکوسیستم: آب برای حفظ عملکرد سالم رودخانهها، تالابها و زیستبومها حیاتی است. حفاظت از آن به نفع عموم است.
بنابراین، نگاه به آب به عنوان یک "کالای عمومی" به این معناست که مدیریت و حفاظت از آن باید به صورت جمعی، شفاف و عادلانه انجام شود و منافع نسلهای حاضر و آینده را در نظر بگیرد. این نگاه در تقابل مستقیم با نگاهی است که آب را صرفاً یک "کالای اقتصادی" میداند و آن را به مکانیسم بازار و سود میسپارد.
بخش ۲: بحران آب به عنوان یک تهدید برای امنیت جمعی
"امنیت جمعی" در اینجا فراتر از امنیت نظامی سنتی است. این مفهوم به امنیت انسانی، امنیت غذایی، امنیت سلامت، ثبات سیاسی و صلح بین جوامع و ملتها اشاره دارد. بحران آب میتواند این امنیت را در سطوح مختلف به شدت تهدید کند:
الف) سطح محلی و ملی:
۱. ناآرامیهای اجتماعی و درگیریهای داخلی: وقتی مردم به آب سالم دسترسی نداشته باشند یا کشاورزان به دلیل خشکسالی معیشت خود را از دست بدهند، اعتراضات و شورشها شکل میگیرد. نمونههای تاریخی در خاورمیانه و آفریقا نشان میدهد که کمبود آب یکی از عوامل تشدیدکننده ناآرامیهاست.
۲. مهاجرت اجباری و پناهندگی زیستمحیطی: خشکسالیهای طولانی و بیابانزایی، ساکنان روستایی را وادار به ترک خانه و کاشانه خود و مهاجرت به شهرها یا کشورهای دیگر میکند. این پدیده میتواند فشار شدیدی بر زیرساختهای شهری و ثبات سیاسی کشورهای میزبان وارد کند.
۳. تضادهای بینبخشی: رقابت بر سر آب بین بخشهای کشاورزی، صنعتی و شهری میتواند به درگیریهای داخلی بین استانها، شهرها و گروههای مختلف اجتماعی بینجامد.
۴. تضعیف حاکمیت ملی: اگر دولت نتواند نیازهای اساسی آب مردم را تأمین کند، مشروعیت خود را از دست داده و زمینه برای نفوذ گروههای شورشی یا جریانات افراطی فراهم میشود.
ب) سطح بینالمللی و فراملی:
۱. منازعات بیندولتی: بیش از ۴۶٪ از خشکیهای جهان توسط حوضههای آبی بینالمللی پوشش داده شدهاند. ساخت سدهای بزرگ توسط یک کشور بالادست (مانند سد رنسانس اتیوپی بر روی نیل) میتواند امنیت آبی کشورهای پاییندست (مصر و سودان) را به شدت تهدید کرده و حتی به جرقه درگیری نظامی بینجامد. رودخانههای دجله و فرات، اردن، و سند نیز از جمله کانونهای بحران هستند.
۲. تهدید امنیت غذایی جهانی: کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب شیرین در جهان است. کمبود آب به معنای کاهش تولید غلات و مواد غذایی است که میتواند امنیت غذایی کشورهای وابسته به واردات را تهدید کرده و قیمت جهانی غذا را افزایش دهد و منجر به ناآرامی در کشورهای مختلف شود.
۳. بحرانهای فرامرزی زیستمحیطی: آلودگی آبهای مرزی توسط یک کشور (مانند آلودگی صنعتی یک رودخانه) میتواند سلامت و معیشت مردم در کشورهای همسایه را به خطر اندازد و منبع درگیری دیپلماتیک شود.
بخش ۳: پیوند نهایی: چرا درک آب به عنوان کالای عمومی برای امنیت جمعی حیاتی است؟
درک این پیوند، کلید یافتن راهحلهاست:
نگاه کالایی صرف به آب، امنیت جمعی را تضعیف میکند: اگر آب فقط یک کالا باشد، ثروتمندان میتوانند سهم بیشتری از آن را بخرند و فقرا از یک حق اساسی محروم میشوند. این نابرابری، شکاف اجتماعی را عمیقتر کرده و بستر درگیری و ناامنی را فراهم میکند.
مدیریت آب به عنوان یک کالای عمومی، پایهگذار صلح و همکاری است: هنگامی که کشورها و جوامع بپذیرند که آب یک منبع مشترک و حیاتی برای همه است، انگیزه بیشتری برای همکاری به جای تقابل پیدا میکنند. این امر منجر به شکلگیری:
رژیمهای حقوقی بینالمللی: مانند کنوانسیونهای بهرهبرداری از رودخانههای مرزی.
نهادهای حکمرانی مشترک: مانند کمیسیونهای رودخانهای که مدیریت مشترک، تبادل داده و حل و فصل اختلافات را تسهیل میکنند.
سرمایهگذاری جمعی در فناوریهای پایدار: مانند تصفیه پساب، آبشیرینکنهای انرژیخورشیدی و سیستمهای آبیاری با بازدهی بالا.
جمعبندی و راهکارهای کلان
مسئله آب و امنیت جمعی یک چالش "وامانده" Wicked Problem)) است که راهحل ساده ندارد. اما راهبردهای کلان برای مقابله با آن عبارتند از:
۱. تقویت حکمرانی خوب آب: ایجاد نهادهای شفاف، مشارکتی و پاسخگو در سطح محلی، ملی و بینالمللی که بتوانند منابع آب را به صورت عادلانه و پایدار مدیریت کنند.
۲. تصویب و اجرای قوانین مبتنی بر حق دسترسی به آب: تضمین قانونی دسترسی همه افراد به حداقل آب سالم و جلوگیری از خصوصیسازی کامل منابع آب.
۳. توسعه دیپلماسی آب: اولویتدادن به گفتوگو و همکاری بین کشورهای ذینفع در حوضههای آبی مشترک به جای رویکرد تقابلی.
۴. سرمایهگذاری پایدار و انعطافپذیر در زیرساختها: نه فقط سدهای بزرگ، بلکه در سیستمهای بازیابی آبهای زیرزمینی، جمعآوری آب باران، کاهش هدررفت و استفاده از آبهای غیرمتعارف.
۵. تغییر الگوی مصرف و ارتقای فرهنگ صرفهجویی: از طریق آموزش عمومی و اصلاح الگوهای کشاورزی و صنعتی.
در نهایت، امنیت آبی، پیششرط ضروری برای امنیت جمعی در تمام سطوح آن است. نادیده گرفتن این پیوند و ادامه روندهای ناپایدار کنونی، جهان را به سمت آیندهای پرتنشتر، نابرابرتر و بیثباتتر سوق خواهد داد. تنها با پذیرش مسئولیت جمعی نسبت به این کالای عمومی بیهمتا میتوان از بروز فجایع امنیتی ناشی از آن جلوگیری کرد.